درس هایی از تشابه پوکر و زندگی ! 9 درس مهم برای زندگی از بازی Poker .

توسط Hichkas

زندگی بازی است که از سطح های بی شماری تشکیل شده که نمی توانیم در همه آنها برنده شویم. پوکر بازیی است که می توانید از درس هایی که در آن کسب کرده اید، در سایر امور زندگی خود نیز استفاده کنید. در این مطلب به برخی از جالب ترین درس های زندگی پوکر نگاهی میندازیم .

۱. درس اول : تمرکز روی حلقه نفوذ

«حلقه نفوذ» و «حلقه نگرانی»، از جمله مفاهیمی هستند که با کتاب «۷ عادت افراد بسیار موفق» رواج پیدا کردند. حلقه نگرانی، شامل تمامی مواردی می شود که نگران آن هستیم، ولی حلقه نفوذ شامل مواردی می شود که می توانیم روی آنها کنترل داشته باشیم. پوکر ما را مجبور می کند که تمرکز خود را معطوف حلقه نفوذ کنیم. یعنی اینکه به صورت کاملا عینی تحلیل می کنیم که در هر دور شرط بندی دست را چگونه  به نحوی کاملا بهینه بازی کنیم. نیامدن کارت های خوب در میان موضوعات حلقه نگرانی شما قرار می گیرد، ولی از آنجایی که نمی توانید نحوه پخش کارت ها را تغییر دهید، نباید هم انرژی عاطفی و ذهنی خود را با آن هدر دهید. تنها کاری که از دست شما بر می آید این است به کارت هایی که آمده اند توجه کنید و تصمیمات خود را بر مبنای آن بگیرید.

زندگی همیشه برای شما کارت هایی را بُر می زند که نمی توانید تغییرشان دهید یا اینکه روی ریور به صورت ناعادلانه ای ورق به ضرر شما بر می گردد. ولی شکایت از آن و سرزنش عواملی که خارج از کنترل شما هستند، هیچ تغییری در واقعیت نمی دهد

۲. پذیرفتن باخت با آغوش باز

زندگی پر از ناکامی هایی اجتناب ناپذیر است. همه ما روزهایی را تجربه کرده ایم که هیچ چیز بر وفق مراد ما پیش نمی رود

پوکر نیز به همین ترتیب عمل می کند. تصادفی بودن و عدم قطعیت از ضروریات این بازی هستند. بدبیاری هایی که شاید در طی چند ماه اتفاق بیافتند، ممکن است که همه با هم یک جا رخ دهند. آنچه باعث می شود حساب بازیکنان خوب و بد از هم سوا شود، نحوه واکنش نسبت به باخت ها و شکست های مکرر پای میز پوکر است. بازنده ها برای جلب همدردی پشت سر هم از باخت های بد خود لاف می زنند و به دنبال تایید دیگران هستند که به آنها بگویند باخت تقصیر خودشان نبوده است.

آنچه باعث می شود حساب بازیکنان خوب و بد از هم سوا شود، نحوه واکنش نسبت به باخت ها و شکست های مکرر پای میز پوکر است

حتی اگر به دنبال تایید حرف های خودشان نباشند، در گذشته ماندن هیچ کمکی نمی کند. ولی برنده اشتباهات خود را تحلیل می کند، و با سر بالا خود را برای دست های بعدی آماده می کند. پوکر به شما می آموزد که با آغوش باز باخت را پپذیرید و از کسانی که از شما باهوش تر و بهتر هستند یاد بگیرید.

۳. درس سوم : نظم انضباط عاطفی، ذهنی و مالی

هنگام تیلت  بازی نکنید و همواره محدودیت های خود را در نظر بگیرید. سختی کار وقتی است که پای پول به بازی کشیده می شود، در پوکر شما باید نظم انضباط داشته باشید، وگرنه پول خود را می بازید.

در زندگی، درست مانند بازی پوکر، کنترل احساسات و عواطف می تواند به پیشرفت شما کمک کند. به این ترتیب، در زمانی که دیگران از شدت خشم عنان از کف می دهند، شما می توانید با خونسردی به راه خود ادامه دهید. از گرفتن تصمیم های مهم خودداری کنید. یک گام به عقب بازگردید، نفس عمیقی بکشید و سعی کنید بعدا در مورد همه چیز بازنگری کنید.

۴. «حقم بود ببرم» مختص بازنده هاست 

اگر در پوکر قطعیتی وجود داشته باشد، آن هم این است که هیچ عدالتی در این بازی وجود ندارد مانند زندگی . شما تنها به این دلیل که پِیر آس دارید، حقتان نیست برنده شوید و پولی ببرید و حتی حقتان نیست که پولتان را برای خودتان نگه دارید. به همین ترتیب، فارغ التحصیلی از یک دانشگاه درجه یک دنیا باعث نمی شود که خودتان را مستحق شغلی با درآمد چند صد هزار دلاری بدانید. ما در دورانی زندگی می کنیم که در آن غرور بی جا، بهانه گیری، بی اعتمادی، حرص و آز و انکار و گله و شکایت نمایان است . ولی کسانی که به جای این کارها، همواره خویشتن دار می مانند و قدردان آنچه دارند هستند، همیشه به موفقیت های بیشتری می رسند.

۵.درس پنجم : پرسیدن دلیل

منطق هر کاری که انجام می دهید، بسیار از خود عمل مهمتر است. چرا در تِرن چِک می دهید و در ریور، اُور بِت (مبلغی بیش از معمول را شرط می بندید) می کنید؟ اگر حرکت صحیح و معمول با این دست در اینجا شرط بندی است، چرا؟ بسیاری از نوآوری ها در پوکر از کسانی نشأت گرفته که همواره از خود می پرسیدند چرا؟ و البته که این روش های بازی کمتر از حد مطلوب ریشه در سنت دارند. این لحظات «آها یافتم» بوده که موجب به وجود آمدن سنت های جدید شده است.در زندگی نیز همین آدم ها هستند که کنجکاو باقی می مانند و از خودشان می پرسند چرا با آن کار موفقیت بیشتری به دست می آید؟ کسانی که وضعیت موجود را زیر سوال می برند، می فهمند که چرا سایرین این کارها را انجام می دهند و از این واهمه ای ندارند که خودشان برای خودشان فکر کنند و چالش جداافتادگی از بقیه را به جان می خرند.

۶. هماهنگی صحیح اهداف

در پوکر، یک هدف بد این است: «می خواهم این ماه ۱۰ هزار دلار درآمد کسب کنم.» یک هدف خوب هم به این صورت است: «می خواهم روزانه ۱۰۰۰ دست با بازی A خودم انجام دهم.» هدف خوب ذهن شما را بیشتر از نتیجه به خود مسیر انجام کارها معطوف می کند. این گونه است که اهداف دنبال می شوند. همه چیز در به وجود آوردن عادت های کوچکی خلاصه می شود که می توانید به راحتی آنها را پیگیری کرده و پاداش کوچکی نیز از آن دریافت کنید.

اگر همین را در زندگی نیز به کار ببریم، هدف خوب برای وزن کم کردن به جای:«می خواهم ۱۰ کیلو در یک ماه کم کنم» می تواند اینطور باشد:«هفته ای ۵ مرتبه به باشگاه می روم و تمرین می کنم.» هدف خوب، روالی را به وجود می آورد که می توانید به راحتی دنبال کرده و پاداش آن هم می تواند سلامت بهتر باشد.

۷. درس هفتم : نتیجه گرا نباشید

بزرگترین مسئله در پوکر یادگیری نحوه جداسازی و قضاوت در مورد تصمیم سوای نتیجه است. در پوکر، شما اغلب اوقات با اینکه تصمیمات صحیح میگیرید بازنده می شوید. به همین ترتیب، شما تصمیم اشتباهی می گیرید و برنده پات می شوید. یادگیری نحوه تحلیل عینی بازی خود و انتقاد از خود برای دستیابی به موفقیت بسیار مهم است. همین مسئله در زندگی نیز صدق می کند. پژوهش ها نشان داده اند که ما آدم ها به احتمال بیشتر موفقیت های خود را به خودمان و شکست هایمان را به گردن عوامل بیرونی می اندازیم.

اگر بتوانید یاد بگیرید که در رویکرد خود نسبت به هر مسئله ای در زندگی نتیجه گرا نباشید، تصمیماتی که می گیرید بسیار بهتر خواهند بود.

۸. دانستن زمان انصراف

انصراف، ممکن است که مهارت شماره یکی باشد که هر بازیکن پوکری باید از آن بهره مند شود. آدم ها وقتی که سراشیبی قرار دارند به اندازه کافی انصراف نمی دهند و وقتی هم که در سربالایی قرار دارند، اغلب انصراف می دهند. بیشتر اوقات بازیکنانی را می بینید که باخت های خود را دنبال می کنند یا اینکه منیت آنها اجازه نمی دهد، انصراف دهند. پوکر به سرعت به شما می آموزد که منیت خود را همان دم در کازینو بگذارید.

همیشه نمی توانید برنده شوید یا اینکه از همه بهتر باشید. دانستن زمان انصراف می تواند همان تفاوت با جیب خالی به خانه رفتن یا رفتن به خانه با انگیزه شروع یک روز مبارزه دیگر باشد.

۹. مقصد، آرزو نیست، بلکه مسیری برای رسیدن به مطلوب هاست

برخی درآمدی به دست می آوردند که حتی به خواب هم نمی دیدند و برای برخی پوکر اساسا حکم دستگاه چاپ اسکناس را پیدا کرد. بسیاری بودند که هدف خود را تبدیل شدن به بازیکن حرفه ای شرکت کننده در شوهای پخش تلویزیونی پوکر و تورنمنت ها یا رسیدن به پول تعیین کرده بودند. ولی وقتی که به بالای کوه رسیدند، متوجه شدند که هیچ چیزی تغییر نکرده است. آنها همچنان همان بازیکنان پوکر هستند که هر روز باید کار سخت و طاقت فرسایی را انجام دهند و با چالش های مختلفی دست و پنجه نرم کنند. مقصد هیچ وقت آنطور که تصور می کردند نبود و به محض اینکه به آن می رسیدند مدام تغییر می کرد.

درس زندگی که در اینجا داریم این است که زندگی در مقصد خلاصه نمی شود، بلکه خود زندگی یک مسیر برای رسیدن به مطلوب هاست. ما اغلب با حالت سفر در زمان زندگی را می گذرانیم. ذهن ما دائما در حال بازگویی داستان هاي گذشته و يا فکر کردن در مورد آینده است و به این ترتیب ما از زمان حال غافل می شویم. ولی ارزشمندترین زندگی ممکن است زندگی در اینجا و در حال حاضر و بدون توجه به نتیجه باشد.

اگر بتوانید یاد بگیرید که در رویکرد خود نسبت به هر مسئله ای در زندگی نتیجه گرا نباشید، تصمیماتی که می گیرید بسیار بهتر خواهند بود

اگر زندگی را به صورت یک بازی در نظر بگیریم، زندگی بازی است که از سطح های بی شماری تشکیل شده که نمی توانیم در همه آنها برنده شویم. تنها راهی که می توانیم واقعا برنده شویم، لذت بردن از امتیازات بی شماری است که در طول مسیر به آنها بر می خوریم.

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

دیدگاهی بنویسید