جابز و پوکر ! 5 نکته از Steve Jobs مرد موفق برای زندگی و پوکر (دو) !

توسط Hichkas

استیو جابز یکی از برجسته ترین شخصیت های دنیای تجارت طی پنج دهه گذشته بود. البته آقای استیو جابز، قمارباز نبود، ولی در معاملات تجاری و زندگی حرفه ای خود، قمارباز قهاری بود.

استیو جابز نحوه زندگی ما را برای همیشه دستخوش تغییر و تحول کرد. ۵۰ سال قبل برای جای دادن یک کامپیوتر نیاز به یک اتاق بزرگ بود و برای ورود اطلاعات نیاز به کارت های پانچ بود. برخی تلفن ها در برخی نواحی دور افتاده همچنان برای ارتباط نیاز دارند قبل از وصل شدن به شماره اصلی به یک اپراتور متصل شوند.

امروزه، کامپیوترها در دست شما جای می گیرند و می توانید به راحتی از خیابان یا منزل خود به هر کجای دنیا تلفن کنید. نوآوری هایی از این دست به ما امکان آن را داده تا تمام سیارات منظومه شمسی را کشف کنیم و یک ایستگاه فضایی نیز بسازیم. بنابراین، چنین فردی قطعا گفتنی های زیادی برای ما دارد. قاعدتا بسیاری گفتنی های او در مورد پوکر هم صدق می کنند. می توانیم این درس ها را بیاموزیم و به بازیکنانی جدی و حرفه ای بدل شویم. می توانیم یاد بگیریم که برد همه چیز نیست و باخت نیز به ما می آموزد که چگونه بر موانع موجود در بازی و زندگی خود فایق آییم. استیو جابز زندگی نسبتا کوتاهی داشت، ولی زندگی او آموختنی های بسیاری داشت.

در مقاله قبلی 5 مورد از نکات زندگی استیو جابز ذکر کردیم و از استفاده از آن در بازی پوکر استفاده کردیم در این مقاله نیز قصد داریم به 5 نکته ی دیگر بپردازیم که بسیار مهم میباشند

1. استیو جابز : از ریسک واهمه ای نداشته باشید

جابز در مورد تحقیق بازار آی پاد صحبت های جالبی کرده است: «این فکر دیوانه وار را داشتم که می توانستیم با تبلیغاتی به همان اندازه مک، آی پاد بفروشیم. با وجودی که آی پاد، به عنوان یکی از محصولات جوان و نوآورانه اپل قلمداد می شد. بنابراین من برای آن ۷۵ میلیون دلار پول تبلیغاتی در نظر گرفتم، اگرچه اصلا قصدم از محصولات شرکت را هم تشکیل نمی داد. یعنی اینکه ما (به این لحاظ) کاملا بر بازار پخش کننده ها سلطه پیدا کردیم. در واقع، ما ۱۰۰ برابر هر شرکت دیگری (در مورد تبلیغ محصول خود) هزینه کردیم.»

بسیار خوب،‌آیا باید شرط بعدی را ببندید؟ باید آل-این کنید؟ اگر به نظرتان منطقی است، بله چرا که نه. جابز به خوبی می دانست که ریسک پذیری لازم است. بنابراین، همیشه ریسک می کرد. فقط ریسک های حساب شده ای انجام دهید و تنهای تنها هم مطمئن شوید که آیا ریسک های شما معقول به نظر می رسند، نه اینکه پول خودتان را صرفا برای ریسک پذیری داخل چاه توالت بریزید!

این ریسک در ابتدا برای جابز خوب نبود. ولی در نهایت با رفتن جابز از اپل، به جابز این امکان را داد تا ریسک های بیشتری را بپذیرد. او دو شرکت جدید به نام های پیکسار و «نِکست (NeXT)» را تأسیس کرد. این شرکت ها به ترتیب توسط والت دیزنی، غول دنیای تصویر و اپل خریداری شدند. او با نوآوری ریسک آی پاد (از اولین سری پخش کننده های صوتی اپل) را هم پذیرفت.

پوکر نیز چه  از نوع بازی پوکر تگزاس هولدم باشد چه از طریق لینک دانلود بازی پوکر برای کامپیوتر governor of poker 2 باشد، بازی ریسک هاست. اینکه باید شرط بندی کنیم؟ رِیز کرده؟ فولد دهیم؟ اینکه اصلا بازی را کلا کنار بگذاریم؟ اینها تماما سوالاتی هستند که در هر دست در ذهن هر بازیکن پوکری می گذرند. استیو جابز ریسک زیادی در عمر خود انجام داد. او پس از یک سال از دانشگاه ترک تحصیل کرد. ولی همچنان به ‌طور مستمع ‌آزاد در کلاس ها شرکت می کرد.

استیو جابز با حضور در کلاس خوشنویسی، در مورد فونت ها و چگونگی فاصله گذاری و موارد دیگر بسیار آموخت. او این آموخته ها را ابتدا برای توسعه کامپیوترهای خود به کار گرفت. او ابتدا ریسک پذیرفتن سفارشات کامپیوترهایی را قبول کرد که هنوز قطعاتی برای ساختنشان نداشت. او همچنین ریسک اینکه شخص ناشناسی به نام جان اسکالی را به سمت مدیرعامل اجرایی اپل منصوب کند را نیز قبول کرد.

2. یاد بگیرید با وقفه در موفقیت ها کنار بیایید

بیاید با یک مثال پوکری شروع کنیم. کِری پاکر، سرمایه گذار رسانه ای استرالیایی را در نظر بگیرید که وقتی در سال ۱۹۹۹ در یکی از کازینوهای لندن قمار می کرد، طی ۳ هفته پیاپی، حدود ۲۸ میلیون دلار باخت. مبلغی که همین حالا هم رکورد بیشترین باخت در قمار در تاریخ بریتانیا به حساب می آید. ولی پاکر عوض اینکه کنار بکشد، دوباره به کار خود ادامه داد و دفعه بعدی در کازینوی مشهور ام ‌جی ‌ام گرند لاس وگاس، برنده ۳۳ میلیون دلار شد.

 همانطور که استیو جابز در سخنرانی دانشگاه استنفورد خود گفت:«بعضی اوقات زندگی با آجر به سَر شما می کوبد. ایمان خود را از دست ندهید. به این باور رسیده ام که تنها چیزی که باعث می شود به راه خود ادامه دهم، این است که عاشق کاری هستم که می کنم. شما باید آنچه دوست دارید را بیابید. این می تواند در مورد کار شما یا عشق هایتان صادق باشد. کار بخش زیادی از زندگی شما را پر خواهد کرد و تنها راه این است که واقعا باور داشته باشید کاری که می کنید واقعا بزرگ است.»

حتی اگر بازی پوکر تگزاس هولدم اشتیاق واقعی شماست، و بازی پوکر به صورت حرفه ای آن چیزی است که می خواهید، گاهی اوقات شکست خواهید خورد. ممکن است مواقعی باشد که حس بیچارگی به شما دست بدهد

3. استیو جابز : متقاعدکننده بازی کنید

شما چطور باید در یک بازی دیگران را متقاعد کنید؟

راحت است برای اینکه بتواند توانایی خود برای به دست آوردن چیزی که می خواهد را افزایش دهد، ماه ها تمرین کرد که پلک نزند. همین تمرین به ظاهر ساده، طی مذاکرات کاری سخت، به نفع او تمام شد. پوکر هم تنها این نیست، دستی که به شما رسیده را بازی کنید. بلکه این است که دیگران را متقاعد کنید، دستی که دارید (صرف نظر از اینکه واقعا چه دستی باشد) می تواند دست آنها را ببرد. شما ممکن است دستی با کارت بالای ۹ داشته باشید، ولی حریف شما یک دست فول هاوس داشته باشد.

حریف شما تا زمانی که این کارت ها رو (شودان) نشوند، برنده نمی شود. ولی طوری بازی کنید که دست کاره دارید. اگر اینطور بازی کنید، می توانید حریف را کاملا متقاعد کنید که ادامه دادن بازی ارزش آن را ندارد و کارت هایش را روی زمین بریزد. بله شما باید آن دست را طوری بازی کنید، گویی استیو جابز هستید و دارید به دنیا اعلام می کنید، قرار است با محصول جدید خود، ارتباطات دنیا را دگرگون می کنید. همیشه ممکن نیست که حریف شما عقب نشینی کند، مطمئنا حریف شما حتی اگر باورتان نکند، ولی می داند که عزم راسخی برای برد دارید.


جابز نیز  این توانایی را داشت تا بهترین کار را از یک فرد می کشید. او می توانست کسانی را متقاعد کند، کارهایی انجام دهند که غیرممکن به نظر می رسیدند. شرایط را به هم می زد.

4. همه چیز موقتی است

چه در مورد باخت و چه در مورد زندگی باید بدانیم که هیچ چیزی دائمی نیست. جابز این موضوع را به خوبی می دانست. در سال ۲۰۰۳ پزشکان تشخیص دادند که او مبتلا به سرطان لوزالمعده است. او در سال ۲۰۰۹ یک پیوند کبد را انجام داد و به نوعی همان روز هم با مرگ روبرو شد. جابز در این مورد گفت:«به خاطر آوردن اینکه به زودی میمیرم، مهمترین موضوعی است که تاکنون با آن مواجه شده ام تا به من کمک کند، انتخاب های بزرگی در زندگی انجام دهم. چون تقریبا همه چیز، تمامی انتظارات، تمامی غرور و تکبر، تمامی ترس از شکست ها، در مقابل مرگ رنگ می بازند، و تنها چیزهایی که واقعا اهمیت دارند باقی می مانند.»

جابز به خوبی می دانست که ریسک پذیری لازم است. بنابراین، همیشه ریسک می کرد

برای هر دستی که به شما می خورد، سه حالت وجود دارد، یا بازنده می شوید، یا برنده یا اینکه مساوی. وقتی که ژتون های آن دست توسط برنده برداشته می شوند، دست جدیدی شروع می شود. اینجاست که شما شانس جدیدی برای برد، باخت و مساوی دارید. وقتی که بازی تمام می شود، شانس دیگری برای بازی دیگری دارید. و این چرخه همینطور ادامه دارد. روزی هم می آید که دیگر نمی توانید بازی کنید. خواه اینکه حال خوشی نداشته باشید یا اینکه مرگ در خانه شما را زده و دیگر امکان بازی ندارید!

بنابراین، ‌به یاد داشته باشید، ‌پوکر یک بازی است. دوستش داشته باشید. با عشق و علاقه بازی اش کنید. ولی اجازه ندهید که بازی بر زندگی شما سلطه پیدا کند. اجازه ندهید باخت باعث شود، ادب و متانت خود را از دست دهید. و اجازه ندهید، برد باعث شود گستاخ و متکبر شوید. اجازه دهید هر آنچه پای میز اتفاق می افتد، همانجا باقی بماند و تمرکز خود را روی چیزهای بزرگ تر بگذارید و تصویر بزرگ تر را خیره شوید.

 5. استیو جابز : به حس درونی خود ایمان داشته باشید

غرایز مهم هستند. وقتی که اصول اولیه و نحوه بازی را آموختید، مسائلی فراتر از قوانین را خواهید آموخت. یاد می گیرید، دیگران چگونه بازی می کنند. مشاهده نحوه و سبک بازی هر بازیکن و واکنش ها به هر حرکتی در میز، تفسیر این حرکات و عکس العمل ها می تواند اهمیتی حیاتی داشته باشد. سپس این مشاهدات برای شما بدل به حس درونی می شوند، شما به تدریج در مقابل سبک بازی حریفان خود به صورت غریزی واکنش نشان می دهید. سپس به دنبال تیک های عصبی، بازگویه ها و تغییر خلق و رفتارهای خاص می گردید که در هنگام وقوع موقعیت های خاص تکرار می شوند. همین ها تبدیل به سرنخ های شما می شوند که چگونه دست خود را در مقابل حریف های خاص بازی کنید.

جابز در دنیای تجارت با حس درونی خودش عمل می کرد. وقتی که خبرنگاری در مورد تحقیقات بازار مکینتاش از سوال کرد، جابز پاسخ داد:«آیا الكساندر گراهام بِل قبل از اختراع تلفن، هیچ تحقیقات بازاریابی انجام داده بود؟»

جابز در مورد آی پاد و میزان تحقیقاتی که در مورد بازار آن انجام داده بود، نیز گفته بود:«مطلقا هیچی. این وظیفه مصرف کنندگان نیست که بدانند چه چیزی می خواهند.»

او در مورد آخرین محصولی صحبت می کرد که اپل تولید کرده بود: «برای مصرف کنندگان دشوار است که به شما بگویند چه چیزی می خواهند، در حالی که اصلا چیزی شبیه به آن را تا به حال ندیده اند. به عنوان مثلا، نرم افزار ویرایش ویدئو دسکتاپ را در نظر بگیرید. هیچ وقت کسی از من درخواست چیزی نکرده بود که بخواهد با آن ویدئو را در کامپیوتر شخصی ویرایش کند. با این حال، اکنون که مردم آن را می بینند، با خودشان می گویند، وای خدای من چقدر عالی است.»

زندگی همیشه برای ما دست های بازنده و برنده زیادی بُر می زند؛ پس همیشه منتظر پیچ بعدی جاده باشید

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

دیدگاهی بنویسید